بازال سل کارسینوما در ناحیه لب و بینی

مقدمه:
بازال سل کارسینوما (BCC) شایعترین نوع سرطان پوست است که اگرچه رشد کندی دارد، اما میتواند با تهاجم موضعی و تخریب بافتها، به ویژه در نواحی حساس صورت مانند بینی و لب، منجر به ایجاد دفکتهای وسیع و پیچیده شود. بازگشت یا عود این بدخیمی پس از درمان اولیه، چالشهای درمانی را دوچندان میکند و نیازمند رویکردهای جراحی دقیق و چندمرحلهای است. بازسازی این نواحی، که نقشی اساسی در زیبایی و عملکرد چهره دارند، مستلزم تلفیقی از دانش انکولوژیک برای اطمینان از پاکسازی کامل تومور و مهارتهای جراحی پلاستیک برای بازگرداندن فرم، تقارن و ظاهر طبیعی است. این مقاله به بررسی موردی خاص از بازسازی جامع ناحیه بینی و لب پس از رزکشن یک BCC عودکننده میپردازد.

معرفی بیمار و شرح مورد:
بیمار آقای است که سابقه بازال سل کارسینوما در ناحیه بینی و لب فوقانی را داشته و پس از درمان اولیه، با عود بیماری مراجعه کرده بود. معاینات بالینی و تصویربرداری (در صورت لزوم) نشاندهنده درگیری تومور در ناحیه فیلتروم لب، کولوملا و سپتوم قدامی بینی بود. با توجه به ماهیت عودکننده و وسعت نسبی ضایعه، تصمیم به انجام جراحی رزکشن با حاشیه ایمن ۱ سانتیمتری گرفته شد تا از عدم وجود سلولهای سرطانی در حین عمل اطمینان حاصل شود. این حاشیه گسترده، منجر به ایجاد یک دفکت (نقص) قابل توجه در ناحیه لب فوقانی و بخشهای میانی و قدامی بینی گردید.


اصول جراحی و تکنیکهای ترمیمی:
- رزکشن تومور و مدیریت حاشیه:
- برداشتن تومور با دقت بالا و با استفاده از تکنیک جراحی میکروگرافیک (در صورت لزوم و بسته به پروتکل درمانی) یا حاشیه ۱ سانتیمتری ماکروسکوپیک، با هدف دستیابی به پاکسازی کامل تومور (R0 resection).
- نمونهبرداری از حاشیهها (frozen section) برای تأیید عدم درگیری سلولهای سرطانی.
- بازسازی دیفکت لب:
- دفکت ناحیه فیلتروم لب (مرکز لب بالا) با استفاده از تکنیک فلاپ crescentic (هلالی شکل) ترمیم شد. این روش امکان بازسازی بافت نرم لب را با حفظ تقارن و ایجاد خط لب طبیعی فراهم میکند.
- بازسازی دفکت سپتوم بینی:
- بخش کودال (پایینی) سپتوم بینی که در حین رزکشن برداشته شده بود، نیازمند بازسازی ساختاری بود. برای این منظور، از غضروف خود بیمار که از قسمت خلفی سپتوم (بخش انتهایی و استخوانیتر) برداشته شد، به صورت segmental (قطعهای) استفاده گردید. این پیوند غضروفی، استحکام لازم را به ناحیه سپتوم بازگرداند.
- پوشش مخاطی این ناحیه با استفاده از مخاط پیشرونده از سپتوم (بافت مخاطی که از اطراف باقیمانده سپتوم به سمت دفکت کشیده میشود) انجام شد تا یک لایه داخلی سالم و یکپارچه ایجاد گردد.
- اصلاح و کاهش حجم تیپ بینی:
- غضروفهای لورلترال (بخشهای پایینی غضروفهای کناره نوک بینی) که ممکن بود دچار هایپرتروفی (افزایش حجم) یا فرم نامناسب باشند، تحت عمل trimming (برش و تنظیم) و dome cutting (برش در ناحیه گنبد غضروف) قرار گرفتند. این تکنیکها به کاهش حجم تیپ بینی، اصلاح زاویه آن و ایجاد ظاهری ظریفتر و متناسبتر کمک میکنند.
- تأمین پوست و پوشش نهایی:
- یکی از چالشهای اصلی پس از برداشتن وسیع بافت، تأمین پوشش پوستی کافی و با کیفیت برای نواحی بازسازی شده بود. در این مورد، از پوست باقیمانده در ناحیه تیپ بینی به شیوهای خلاقانه استفاده شد.
- پوست تیپ با ایجاد دو برش، به سه فلاپ پوستی پیشرونده (Advance Flaps) تبدیل شد. این فلاپها به دقت بر روی ساختارهای بازسازی شده (غضروفهای لورلترال در طرفین و کولوملا در مرکز) هدایت و کشیده شدند. این تکنیک امکان پوشش حداکثری بدون نیاز به پیوند پوست از نواحی دورتر را فراهم آورد و ظاهری طبیعیتر ایجاد کرد.


نتایج و بحث:
جراحی با موفقیت انجام شد و بیمار بدون عارضه حاد پس از عمل، مرخص گردید. نتایج اولیه نشاندهنده ترمیم موفقیتآمیز دفکتها، حفظ ساختار بینی و لب، و دستیابی به تقارن قابل قبول بود. تکنیکهای بهکاررفته، تلفیقی هوشمندانه از اصول جراحی انکولوژیک و ترمیمی–زیبایی را به نمایش گذاشتند.
- تلفیق انکولوژی و زیبایی: برداشتن حاشیه ایمن ۱ سانتیمتری، گرچه دفکت وسیعتری ایجاد کرد، اما اطمینان از پاکسازی کامل تومور را به همراه داشت. سپس، با استفاده از فلاپهای تخصصی و پیوندهای غضروفی، تلاش بر بازگرداندن فرم و عملکرد بهینه بود.
- اهمیت فلاپها: استفاده از فلاپ crescentic برای لب و فلاپهای پیشرونده پوستی برای تیپ بینی، نمونهای از کاربرد فلپهای موضعی (Locoregional flaps) است که خونرسانی خوبی دارند و نتایج زیباییشناختی بهتری نسبت به پیوند پوست آزاد (Full-thickness skin graft) در این نواحی ارائه میدهند.
- اصلاحات تیپ بینی: Dome cutting و trimming غضروفها، نه تنها حجم را کاهش داد، بلکه به تعریف بهتر خطوط و زوایای تیپ بینی کمک کرد و ظاهری طبیعیتر به آن بخشید.
- ملاحظات آینده: اگرچه نتایج اولیه امیدوارکننده است، پیگیریهای دورهای بیمار برای اطمینان از عدم عود بیماری و ارزیابی نتایج بلندمدت زیباییشناختی ضروری است. در برخی موارد، ممکن است نیاز به اصلاحات جزئی تکمیلی در مراحل بعدی وجود داشته باشد.
نتیجهگیری:
بازسازی نواحی پیچیده صورت پس از رزکشن تومورهای بدخیم، نیازمند یک رویکرد جامع و چندوجهی است. این مورد نشان میدهد که با برنامهریزی دقیق جراحی، استفاده از تکنیکهای ترمیمی پیشرفته و توجه به ظرافتهای زیباییشناختی، میتوان نتایج عملکردی و ظاهری مطلوبی را حتی در موارد عود بیماری و دفکتهای وسیع به دست آورد. تلفیق تخصص جراحان انکولوژیست و جراحان پلاستیک، کلید موفقیت در دستیابی به بهترین outcome برای بیماران است.